تبليغاتX
اسـکـــیــــس هــای قــلـم


اسـکـــیــــس هــای قــلـم

 

 

 

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

باشد که از خزانه ی غیبش دوا کنند

 

 

 

شاید از قوم بنی اسرائیل بهتر باشید

 می توانیم با هم یک سریال خانوادگی ببینیم و اشک بریزیم

می شود حتی با شما مباحثه نکرد و ادعای پیامبری نداشت

 شاید از خون بترسید

اما من به موازات رگ های تنم یک نیل گریسته ام 

و قبل از اینکه بخواهید از آن رد شوید

عصایم را قورت می دهم

و از همه تان انتقام می گیرم

مرده ام نمی تواند عصای دست کسی باشد

 

***

 

کنار شما می نشینم

باهم صحبت می کنیم

یک رود خشک اشک می ریزم

 بعد می خوابم و

از روی لحدم به سلامت رد می شوید

 

***

حالا می توانم عصای شکسته ی روزهای خوشبختی اش باشم

 

 

نوشته شده توسط زهره طلوع حسینی| |


Design By : Night Skin