تبليغاتX
اسـکـــیــــس هــای قــلـم


اسـکـــیــــس هــای قــلـم

 

 ای پادشاه عاشقان چون من منافق دیده ای

با زندگانت زنده ام ، با مردگانت مرده ام

 

 

 

هم خانواده های عشق

معشوقه های تو

تو نیز

من هم

که هنوز درگیر عاشقانه های توام

و لای کتاب های شعرت

ردی از معشوقه هایت

 تو

و خودم می گیرم

 

همه این ها را گفتم تا شاید هم خانواده شما شوم

با هم قدم بزنیم

در ستون تسلیت روزنامه

نام خانوادگی ات را زیر آگهی ترحیمم ببینم

 و حتی در آرامگاه خانوادگی شما دفن شوم

                                                      جناب عشق!

 

 پس محکومم نکن به منطق

 که حالا باید  جای "تو" ی این شعر

منٍ حافظ را به جمع کثیری از آدم ها نسبت می دادم

(منٍ اجتماعی اش)

و شاگردان کوچکم را از توهم عشق بیرون می آوردم

تا پی هیچ تویی نگردند

چطور به آنها بگویم

چه احمقانه رویاهامان بزرگ می شوند

و می نشینند در سطرهای اول این شعر

 

حالا با قواعد کتاب فارسی

من می توانم

هم خانواده شما باشم

 می توانیم در کاغذی

کنار هم پیر شویم

و با همین قواعد لعنتی

نسل های بعدی این واژه نیز

کنار همین بریده روزنامه

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط زهره طلوع حسینی| |


Design By : Night Skin