اسـکـــیــــس هــای قــلـم
ای پادشاه عاشقان چون من منافق دیده ای با زندگانت زنده ام ، با مردگانت مرده ام هم خانواده های عشق معشوقه های تو تو نیز من هم که هنوز درگیر عاشقانه های توام و لای کتاب های شعرت ردی از معشوقه هایت تو و خودم می گیرم همه این ها را گفتم تا شاید هم خانواده شما شوم با هم قدم بزنیم در ستون تسلیت روزنامه نام خانوادگی ات را زیر آگهی ترحیمم ببینم و حتی در آرامگاه خانوادگی شما دفن شوم جناب عشق! پس محکومم نکن به منطق که حالا باید جای "تو" ی این شعر منٍ حافظ را به جمع کثیری از آدم ها نسبت می دادم (منٍ اجتماعی اش) و شاگردان کوچکم را از توهم عشق بیرون می آوردم تا پی هیچ تویی نگردند چطور به آنها بگویم چه احمقانه رویاهامان بزرگ می شوند و می نشینند در سطرهای اول این شعر حالا با قواعد کتاب فارسی من می توانم هم خانواده شما باشم می توانیم در کاغذی کنار هم پیر شویم و با همین قواعد لعنتی نسل های بعدی این واژه نیز کنار همین بریده روزنامه
| Design By : Night Skin |
